۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

تراژدی کربلا: جامعه‏شناسی گفتمان شیعی


منابع مقاله:
فصلنامه حوزه و دانشگاه ، شماره 33، رفیعی ، بهروز؛


مردم‏شناسان، برآن‏اند که فرهنگ عامه (فولکور) مجموعه‏ای از آداب و رسوم و سنت‏های موروثی ریشه‏دار و کهن در میان مردم است که به سادگی و آسانی دگرگونی نمی‏پذیرد; و چنانچه در آنها تغییر و تحولی روی دهد، ویژگی‏ها و معانی و مفاهیم و رنگ و بوی مردمی آنها دست نخورده می‏ماند; به ویژه اگر این فرهنگ عامه از آداب و رسوم دینی و ملی و اجتماعی باشد .
یکی از مهم‏ترین فرهنگ‏های عامه در عراق و ایران، مراسم عزاداری حسینی است که گذشته از جنبه‏ی دینی، دارای بعد اجتماعی و سیاسی و فولکوریکی است که در جهان عرب و اسلام بی‏همتاست .
این کتاب، در پی ریزکاوی در این آداب و رسوم و فرهنگ عامه‏ی عاشورایی است و با عنایت‏به تحلیل‏های مردم‏شناختی اجتماعی می‏کوشد به اهمیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگی این مراسم و آداب و رسوم و ارتباط آنها با عاشورا و میزان اصالت دینی آنها، با تکیه بر فرهنگ عاشورا در عراق بپردازد .
نگارنده، برای نیل به این هدف، از تحقیقات میدانی و کتابخانه‏ای بهره گرفته است و گرچه گاه در خلال پژوهش به ایران و هند و پاکستان و لبنان گریز می‏زند، اما گستره‏ی جغرافیایی تحقیق او عراق و به ویژه شهرهای مذهبی آن و بالاخص کاظمین است و با آن‏که نگارنده آغاز عزاداری حسینی را از قرن هفتم میلادی می‏داند و به وجود برخی آداب و رسوم عزاداری در سده‏های نخستین اسلام اشاره می‏کند، اما تاکید کتاب بیش‏تر بر یکصدسال اخیر است .
مطالب کتاب در قالب یک مقدمه، هفت فصل و یک خاتمه تنظیم و تحریر شده است .
فصل یکم: مروری تاریخی
فصل دوم: تراژدی کربلا، مراسم اشک و آه
فصل سوم: عوامل مؤثر در تحول و پیشرفت مراسم عزای حسینی
فصل چهارم: اهمیت دینی و اجتماعی و سیاسی شهرهای مقدس
فصل پنجم: جامعه‏شناسی گفتمان شیعی در عزای حسینی (2)
فصل ششم: ویژگی‏های فولکلوریک مراسم عزای حسینی
فصل هفتم: عزای حسینی، تلاش برای بهره‏وری و تخریب
فصل یکم: مروری تاریخی
1 . امامت و خلافت و قدرت و تحول حرکت‏های اجتماعی در اسلام:
اسلام از آغاز، دعوتی دینی و حرکتی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بود و پیامبر اکرم (ص)، گذشته از تحکیم و تثبیت توحید و اجرای شریعت، در پی تحقق عدالت و کاهش فاصله‏های طبقاتی در جامعه بود . این امر از یک سو، به چالش اسلام با طبقه‏ی اشرافی و قدرتمند مکه انجامید و از سوی دیگر، موجب شد مردم گروه گروه به اسلام درآیند و این دین غلبه یابد; اما باز هم نزاعی پنهان وجود داشت که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، در اموری چون جانشینی آن حضرت خود را نشان داد .
گروهی از صحابه معتقد بودند که پیامبر اکرم (ص) علی (ع) را به جانشینی پس از خود برگزیده و در ماجرای غدیر خم بر این امر تصریح کرده است . اینان کسانی‏اند که پس از این شیعه‏ی علی (ع) خوانده شدند . نخستین حرکت دینی - سیاسی که پرچم مخالفت را در طول تاریخ بلند اسلام برافراشت، از این گروه زاده شد . اهل‏سنت، اصل حدیث غدیر را می‏پذیرد; اما مفهوم آن را مودت می‏دانند نه خلافت، و می‏گویند جانشین رسول خدا (ص) باید از قریشیان انتخاب شود .
پیش از تشییع پیکر رسول خدا (ص)، مهاجران و انصار در سقیفه گرد آمدند و بینشان بر سر تعیین خلیفه‏ی مسلمانان نزاع درگرفت و سرانجام به تاسیس دولت جدید انجامید .
از این تاریخ، درگیری میان امامت و سیاست - به قول ابن‏قتیبه - آغاز شد . این درگیری با انتخاب ابوبکر آغاز شد و با شهادت علی ابن ابی‏طالب (ع) دوره‏ی خلفای راشد به سر آمد .
در مطالعه‏ی رویدادهای تاریخ اسلام، از منظر تاریخ انتقادی و مردم‏شناسی سیاسی، با دو مفهوم اساسی روبه‏رو می‏شویم: خلافت و امامت . خلیفه به اعمال قدرتی می‏پردازد که دنیایی است و حاصل رای و شوراست . اما امام مسؤولیتی دینی و دنیوی دارد که ناشی از انتصاب و نص صریح نبوی است .
پیامبر اکرم (ص) هم نبی بود و هم رهبر و هدایتگر امت، و قول و فعل او به پیدایش سنت نبوی انجامید که ملاک و معیار و ارزش و نمونه‏ای است که مسلمانان را هادی و راهبر است . پس از رحلت آن بزرگوار، استمرار رهبری امت اقتضا می‏کرد که مسئله‏ی خلافت و امامت مطرح شود; البته در تاریخ اسلام، هرگز رهبری چونان رسول خدا (ص) پدید نیامده و قدرت و حکومت همیشه ناسوتی و دنیامدار بوده است .
امام علی (ع) به دلایلی چند، خلافت ابوبکر و عمر را برتافت و بر حق از دست‏رفته‏ی خویش دیده فروبست; اما خلافت عثمان از نوع دگر بود; با این حال امام بردباری کرد . خلافت عثمان سراسر بدعت و بیداد بود; در نتیجه مسلمانان برآشفتند و بر او شوریدند و کار به قتل او و انتخاب امام انجامید . قتل عثمان از جنبه‏ی اجتماعی و سیاسی و فکری، مرحله‏ی تازه‏ای در تاریخ اسلام گشود و از اختلافات ژرفی که وحدت مسلمانان را تهدید می‏کرد پرده برگرفت .
چون با امام علی (ع) بیعت‏شد، چالش‏های قبیله‏ای ریشه‏دار دوباره به سرعت جان گرفت که اوج آن در درگیری امام (ع) با معاویه تجلی کرد و به بروز نخستین جنگ داخلی در اسلام و پیدایش گروهی افراطی به نام خوارج انجامید که سرانجام امام را به قتل رساندند . معاویه از این موقعیت استفاده کرد و مرکز خلافت را از کوفه به شام منتقل نمود و خود را خلیفه‏ی مسلمانان خواند و خلافت را ارثی کرد و اهل‏بیت را از امامت دور داشت . از آن تاریخ میان دین و سیاست، و جامعه و دولت در اسلام فاصله افتاد و حتی تابع قدرت شد و امویان زمام امور مسلمانان را به دست گرفتند .
در سال 132ه . ق/ . 750م . عباسیان به نام شیعه و با یاری آنان، امویان را از حکومت‏برکنار و با همان روش‏های نابکارانه‏ی امویان، حکومت را قبضه کردند و دیری نپایید که کار را بر شیعیان تنگ و سخت کردند . ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین نام شماری از علویان را که به دست عباسیان به شهادت رسیدند آورده است . هر چه بیداد بر آل علی (ع) فزونی می‏گرفت، علاقه‏ی مردم به آنان بیش‏تر می‏شد . تراکم ظلم و استبداد اندک‏اندک، تبدیل به عامل فعالی برای رشد عقاید شیعی و تبلور آن در مکتب امام صادق (ع) شد . مکتبی که موجب شد، نخستین رویکرد علمی و فلسفی عرب پدید آید و فقیهان بزرگی چون: مالک، ابوحنیفه، احمد بن حنبل و شافعی، مستقیم یا غیرمستقیم، در آن تربیت‏شوند . این مکتب توانست دانشمندان بنامی چون هشام بن حکم را بار آورد و باب اجتهاد را گشوده دارد . در این دوران، مذاهب چهارگانه‏ی فقه اهل سنت‏شکل گرفت و عباسیان خود را اهل سنت و جماعت و هواداران اهل‏بیت را «شیعه‏ی علی‏» خواندند .
در آغاز قرن چهارم هجری، مکتب اسماعیلیه پدید آمد که فقهی کمابیش مبتنی بر مکتب اهل‏بیت داشتند . اینان دارالحکمه‏ی قاهره را بنا نهادند . اسماعیلیه تنها فرقه‏ی انشعابی در شیعه نبود; چرا که در قرن سوم هجری و در زمان امام یازدهم (ع) و آغاز غیبت امام دوازدهم، بنابر نقل نوبختی، شیعه به بیش از 30 فرقه تقسیم می‏شد . در نیمه‏ی دوم قرن دهم میلادی شمار شیعیان عراق فزونی یافت و با روی کار آمدن آل‏بویه، بر اهمیت‏شیعه افزوده شد; چنان‏که مشهور است که آل‏بویه نخستین بنیان‏گذاران حکومت‏شیعی در تاریخ‏اند .
در همین دوره بود که عضدالدوله ضریح بزرگی بر مزار امام علی (ع) و ضریحی هم بر مزار امام حسین (ع) بنا نهاد . در این دوره، تفکر شیعی شروع به رشد و تحول کرد و برخی از مراسم و شعایر حسینی برپا می‏شد که جنبه‏ی سیاسی و تبلیغی علیه عباسیان داشت . می‏توان گفت درست در همین دوران است که شیعیان در شهرهای مقدس عراق، برای خاک‏سپاری مردگان آداب و رسومی پدید آوردند که به سنت‏هایی پایدار تبدیل شد . در این دوره عالمان بزرگ شیعی چون شیخ مفید و شریف رضی و سیدمرتضی و شیخ طوسی پرورش یافتند و حوزه‏ی نجف اشرف تاسیس شد . پس از علامه حلی، مکتب شیعه با حرکتی عقل‏گرا روبه‏رو شد و دو فرقه‏ی اخباری و اصولی (نقلی و عقلی) پدید آمدند . در زمان صفویان گرایش عقلی در ایران پیروزی جزئی به دست آورد; اما در عراق تنور درگیری میان اهل نقل و عقل داغ بود و بر کل نیروهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، مؤثر افتاد . شاه اسماعیل صفوی مذهب شیعه را در ایران رسمی کرد، در حالی که اکثر ایرانیان روزگار او سنی بودند . او چون بر عراق ست‏یافت‏با اهل سنت‏بدرفتاری کرد و قبر برخی از بزرگان آنان را تخریب نمود و سب خلفای سه‏گانه را وسیله‏ی تبلیغات سیاسی قرار داد و از برگزاری مراسم عزای حسینی برای جلب ایرانیان به تشیع استفاده کرد . در این ایام شمار بسیاری از دانشمندان شیعه از لبنان و عراق به ایران دعوت شدند تا به ترویج تشیع بپردازند . صفویان در عین حال تشیع را به انقلابی خاموش تبدیل کردند .
عثمانیان هم سیاست استبدادی را علیه شیعه پیش گرفتند و از اهل‏سنت‏حمایت کردند و کار به جایی رسید که هزاران شیعه را در نواحی حلب در سوریه کشتند، تا این‏که نادرشاه آمد و تلاش کرد فرقه‏های اسلامی را به هم نزدیک کند . او می‏خواست‏شیعه را به عنوان مذهب فقهی پنجمی در کنار چهار مذهب فقهی اهل سنت قرار دهد . وی تشیع را «مذهب جعفری‏» نامید و تجمعی از عالمان شیعه و سنی در شهر نجف تشکیل داد . این تجمع در 22 شوال 1156ه . ق . با حضور نادرشاه برپا شد و در آن، پس از بحث‏های فراوان، توافق‏نامه‏ای میان علما به تصویب رسید که دارای پنج ماده بود . به هر حال، تلاش نادرشاه پیروزمندانه نبود، چون تفاهم و نزدیکی حاصل شده، سطحی و نظری بود .
2 . پیدایش و گسترش عزاداری حسینی:
بنا به گفته‏ی ابن‏قتیبه، شعار «یا لثارات الحسین‏» را مختار ثقفی مطرح کرد . او نخستین کسی است که به مناسبت روز عاشورا، در منزل خود در شهر کوفه مجلس یادبود برپا کرد . در مجموع هدف از این مجالس، تحریک مردم برای جنگ علیه امویان و خون‏خواهی حسین (ع) بود . دینوری یادآور شده است که این مجالس برای سوگواری شهادت شهیدان کربلا و در کنار مزار آنان برگزار می‏شد . شیعیان از قرن سوم، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه‏سرایی می‏پرداختند و نوحه‏گرانی که «نائح‏» خوانده می‏شدند و شعر محزون می‏خواندند در این دوران پدید آمدند . رفته‏رفته نوحه‏گری به مقتل‏خوانی از روی مقتل الحسین ابن‏نما و ابن‏طاووس تبدیل شد . گاه نوحه‏خوانی به درگیری میان شیعه و سنی می‏انجامید . مقتل‏خوانی در عاشورا رفته‏رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود; از این‏رو مستنصر عباسی به جمال‏الدین بن جوزی در سال 460 دستور می‏دهد در مقام محتسب، مردم را از مقتل‏خوانی در عاشورا بازدارد . هم‏چنین از همان آغاز، کربلا زیارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد; لذا متوکل عباسی دستور داد قبر امام را محو کنند و مردم را تهدید کرد که به زیارت آن حضرت نروند که جان و مالشان در امان نخواهد بود .
گرچه عزاداری حسینی، با سخت‏گیری امویان و عباسیان علیه شیعیان همراه بود، اما در زمان آل‏بویه، موازنه‏ی قوا به نفع شیعه دگرگون شد و معزالدوله اولین کسی بود که عزاداری را به صورت مراسم سالانه در بغداد برپا کرد . در عاشورای 353ه . ق/ . 933م . برای نخستین‏بار، در بغداد مجالس بی‏مانندی در عزای حسینی برپا و بازارها بسته شد و عزاداران در خیابان‏ها عزاداری کردند و مردم سیاه پوشیدند و یقه چاک کردند و به زیارت قبر امام (ع) رفتند . دوران آل‏بویه در عراق از مهم‏ترین دوران رشد و تحول شعایر و مراسم دینی و به ویژه عاشورایی بود . این مراسم خشم اهل سنت را برانگیخت . آنان این امور را بدعت، و روز عاشورا را عید خواندند و جشن گرفتند و عامه‏ی مردم با اشاره‏ی عالمان سنی به عزاداران حمله کردند و امویان را ستودند و در وصف یزید کتاب نوشتند .
با به قدرت رسیدن سلجوقیان، وضع شیعیان بد شد; چه آنان علیه شیعه و معتزله و صوفیان و اشاعره اعلان جنگ کردند . شیعه جرئت نکرد مراسم عزا برپا کند . تا زمان صفویان وضع بدین منوال و به زیان شیعه بود; چون صفویه به حکومت رسیدند، اوضاع تغییر کرد . آنان از مراسم عزا به عنوان سلاح سیاسی و تبلیغاتی استفاده کردند و آن را گسترش دادند .
در زمان عثمانیان، عرصه بر شیعه تنگ آمد و در 22 نیسان 1802، وهابیان به کربلا تافتند و کشتند و سوزاندند و ویران کردند و بردند . اینان بارگاه حسین را ویران کردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاک و خون کشیدند و دو سال بعد قصد نجف کردند; اما مردم پایداری کردند و شهر و مرقد امام را به گونه‏ای معجزه‏آسا نجات دادند . این یورش‏ها بر شیعیان و مراسم عزاداری آنها تاثیر ژرفی نهاد و ادبیات عاشورا را به شدت متاثر کرد; چنان‏که برخی از شاعران، این واقعه را کربلای دوم خواندند . شیعیان دو سال بعد، از آنان انتقام گرفتند و ملک عبدالعزیز را به قتل رساندند .
داودپاشا حاکم عثمانی عراق، بیش از دیگر ترکان بر شیعه سخت گرفت و آنها را از برپایی عزاداری بازداشت . او معتقد بود عزاداری، ابزار تبلیغاتی دولت ایران علیه عثمانی است . با روی کار آمدن علی‏رضا در بغداد، شیعه در انجام مراسم آزادی تمام یافت و مجالس عزا به راه انداخت و علی‏رضا هم در آنها شرکت کرد .
در خلال قرن 19 میلادی، هم‏زمان با گسترش مجالس عزا، دسته‏های عزاداری هم پدید آمد . یکی از نخستین این هیات‏ها و دسته‏ها، دسته‏های سینه‏زنی بود که برای نخستین‏بار در کاظمین به راه افتاد . مدحت‏پاشا، با صدور اعلامیه‏ای حرکت دسته‏های عزاداری را ممنوع و برپایی عزاداری را جرم خواند . او پس از این دست از سخت‏گیری برداشت و مردم را آزاد گذاشت .
در آغاز قرن بیستم، عزاداری در عراق گسترش و ژرفا یافت و رنگ مردمی و فولکلوری به خود گرفت و در کنار مجالس تعزیه، دسته‏های سینه‏زنی و زنجیرزنی هم پدید آمد . در نیمه‏ی دوم قرن نوزدهم، شیعیان عراق به تاسیس حسینیه روی آوردند . نخستین حسینیه، با نام حسینیه‏ی حیدری در کاظمین ساخته شد . حسینیه‏ها رفته‏رفته، متحول و پیشرفته و به نهادهای اجتماعی و فرهنگی تبدیل شدند و کارشان، تنها برپایی عزاداری نبود .
پس از آن‏که انگلیس عراق را اشغال کرد، از بزرگ‏داشت واقعه‏ی عاشورا و برگزاری مراسم عزاداری حمایت کرد، که به سپاس‏گزاری رسمی عالمان شیعه از انگلیس انجامید . پس از تشکیل حکومت ملی در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطیل رسمی اعلام کرد، اما رفته‏رفته با این مراسم مخالفت کرد تا در عاشورای 1927 میان عزاداران و عوامل حکومتی در صحن کاظمیه درگیری منجر به قتل روی داد و در 1928 دولت عزاداری را ممنوع کرد .
ملک فیصل اول به مراسم عزاداری عنایت داشت و به عزاداران برای این مراسم کمک مالی می‏کرد و خود در آن شرکت می‏جست . در 1932 دولت‏به هیات‏های عزاداری سخت گرفت و در 1935 در دوره‏ی وزارت یاسین هاشمی به شدت از برگزاری مراسم عزا جلوگیری شد . در دهه‏ی پنجاه دولت‏بر سخت‏گیری خود افزود و هیات‏ها را مجبور کرد از پلیس اجازه‏نامه بگیرند . در اواخر حکومت‏سلطنتی در عراق، مراسم عزاداری دیگر جنبه‏ی سیاسی خود را از دست داد . در پایان دهه‏ی شصت و آغاز دهه‏ی هفتاد، این مراسم به شکلی چشم‏گیر رشد کرد و دگرگون شد . در سال 1968 رادیو عراق مراسم عزاداری را پخش کرد . در آغاز دهه‏ی هفتاد در کنار جنبش شیعی، از یک‏سو، و مشکلات سیاسی و اقتصادی از سوی دیگر، مراسم عزاداری به اوج خود رسید و کومت‏برای حل مشکلات، 60000 ایرانی را از عراق اخراج کرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه‏گران، کوشید مراسم را از بار اجتماعی و سیاسی تهی کند . در 1975 از برپایی مراسم در نجف جلوگیری شد و دو سال بعد مردم دست‏به تظاهرات زدند و شعار دادند که در پی آن شماری از مردم کشته و زخمی و زندانی و اعدام شدند . سرانجام با آغاز جنگ عراق و ایران در 1980 برگزاری هر گونه مراسم عزاداری حسینی در عراق ممنوع شد .
فصل دوم: فاجعه‏ی کربلا، مراسم اشک و آه
1 . کربلا، نخستین تراژدی در اسلام: موضوع اصلی مراسم عزاداری، بزرگ‏داشت‏شهادت نوه‏ی رسول خدا (ص) و فرزند فاطمه و علی - علیهماالسلام - است که در عاشورای 61 هجری برابر با دهم تشرین 680 میلادی پس از قیام علیه یزید به شهادت رسید . معاویه برای اولین‏بار در جهان اسلام خلافت را به حکومت موروثی تبدیل کرد . چون یزید به خلافت رسید از امام حسین (ع) بیعت‏خواست، اما امام (ع) خواست او را نپذیرفت و به شهر مکه رفت و چهارماه در آنجا ماند . عده‏ای به امام نامه نوشتند و از او خواستند خلافت را بپذیرد . امام مسلم بن عقیل را برای بررسی اوضاع به کوفه فرستاد . او برای امام از مردم بیعت گرفت . امام با شماری از اهل‏بیت‏خود راهی کوفه شد و به هشدار محمد بن حنفیه و عبدالله بن عمر و فررزق و مرد اعرابی توجه نکرد و به راه خود ادامه داد تا این‏که حر بن یزید ریاحی او را از راه بازداشت . امام سرانجام به نقطه‏ی بلندی رسید که به آن کربلا می‏گفتند . هنوز دو روز از رسیدن امام به کربلا نگذشته بود که عبیدالله زیاد، عمر سعد را در راس سپاهی نزد حضرت فرستاد تا برای یزید از او بیعت‏بگیرد یا با او بجنگد .
با آن‏که امام می‏دانست تعداد یارانش از 72 نفر بیش‏تر نیست و لشکر بنی‏امیه بیش از 33 هزار نفر است، شهادت را بر زندگی زیرفرمان یزید برگزید و بیعت‏با او را رد کرد .
2 . مراسم عزاداری حسینی: عزاداری پدیده‏ای دینی است، در قرآن واژه‏ی تعزیه و عزاداری نیامده، اما در احادیث آمده است . از دید مردم‏شناسی این مراسم معانی و اهداف دینی واجتماعی و فولکلوریک خاصی دارد . در عراق مراسم عزاداری در مسجد و حسینیه و خانه‏ی بزرگان و اغنیا برپا می‏شود و معمولا ده روز پی در پی طول می‏کشد . محور سخن در این مجالس ماجرای کربلاست که به صورت سخنرانی و مرثیه‏خوانی عرضه می‏شود . این مراسم با بر منبر نشستن سخنران و صلوات مردم آغاز می‏شود . در عراق زنان مجالس سوگواری جداگانه‏ای دارند که خطیب و نوحه‏گر آن هم زن است و کمابیش مانند مجالس مردان است .
در دهه‏ی اول محرم، هیات‏های عزاداری برپا می‏شود و هر محله و منطقه‏ای برای خود هیاتی دارد . محل فعالیت هیات‏ها مسجد، حسینیه، تکیه و خانه‏های بزرگ است و از عزاداران پذیرایی می‏شود . این هیات‏ها با سینه‏زنی، زنجیرزنی و قمه‏زنی عزاداری می‏کنند . هر هیات، خطیب و نوحه‏گر و رییس و . . . خاصی دارد و دسته‏های سینه‏زنی و زنجیرزنی و قمه‏زنی آداب و اشعار و مراثی ویژه‏ای دارند . در پیشاپیش دسته‏های عزاداری بیرق‏های بزرگ و رنگارنگی حرکت می‏کنند . برخی افراد زره می‏پوشند و کلاه‏خود می‏گذارند و شمشیر برمی‏گیرند و اسب سوار می‏شوند و شبیه‏خوانی می‏کنند و کسانی هم در شمایل شهدای کربلا ظاهر می‏شوند . در آخر دسته، تعدادی تابوت چوبی حمل می‏شود و در پی آنها کودکانی که با طناب بسته شده‏اند حرکت می‏کنند تا یادآور شهیدان و اسیران کربلا باشند . هیات‏ها در روز عاشورا به تعزیه‏خوانی و شبیه‏خوانی‏های گسترده‏ای می‏پردازند . در روز اربعین هم مراسم عزاداری و زیارت برگزار می‏شود .
مراسم عزاداری حسینی در ایران، ترکیه، پاکستان، هند، لبنان، مصر، کشورهای عرب حوزه‏ی خلیج فارس و برخی کشورهای شمال افریقا هم برپا می‏شود; اما آداب و رسوم و فولکلور آنها گاه به هم نمی‏ماند .
فصل سوم: عوامل مؤثر در تحول و گسترش مراسم عزاداری حسینی در عراق
عزاداری حسینی تا پیش از جنگ دوم جهانی، محدود به مجالسی بود که هیات‏های کوچک در محرم و صفر برپا می‏کردند . در آن دوران هیات‏های عزاداری از رشد و اهمیت و قدرت کنونی برخوردار نبودند و جنبه‏ی اجتماعی و سیاسی چندانی نداشتند . آن مایه که این هیاتها و مراسم در دهه‏ی شصت و هفتاد قرن بیستم میلادی رشد کردند، در خلال یک قرن رشد نکردند . اما علل این رشد و تحول چیست؟
1 . روابط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در عراق در دوران معاصر: از زمان جنگ جهانی اول تا نیمه‏ی دهه‏ی پنجم قرن بیستم، تحولات اجتماعی و اقتصادی در عراق بسیار کند بود و تولیدات کشاورزی از 29% در سال 1953 به 21% در سال 1963 کاهش یافت . دولت عثمانی در اواخر قرن 19 همه‏ی زمین‏های غیروقفی را دولتی اعلام کرد تا مشمول پرداخت مالیات شوند; کارگزاران عثمانی به روستاها و عشایر هیچ توجهی نداشتند . اصلاحات ارضی مدحت پاشا هم سرانجام به شکست انجامید . در سال 1932 میلادی کارشناسان انگلیسی طرحی پیشنهاد کردند که به موجب آن زمین‏داران بزرگی در عراق پدید آمدند و عشایر و روستاییان فاقد ملک شدند . این وضعیت‏به خصوص در جنوب و مرکز عراق به مهاجرت روستاییان و عشایر به شهرها انجامید . سختی‏ها و رنج‏های مردم این دوره در اشعار عاشورایی آنها تجلی کرده است .
2 . مهاجرت از روستاها به شهرها و تاثیر آن بر عزاداری حسینی: از پیامدهای آنچه گذشت، هجرت به شهرها بود که پس از جنگ جهانی دوم، به مشکلی برای عراق تبدیل شد . در پی این مهاجرت‏ها و کاهش تولید در بخش کشاورزی، عراق از صادرکننده به واردکننده‏ی این محصولات تبدیل شد و بیکاری در آن افزایش یافت، چنان‏که در 1927م، 53% نیروی کار کشاورزی بیکار بود . سطح زندگی مهاجران و روستاییان به شدت تنزل یافت، به طوری که درآمد سالانه‏ی هر روستایی در 1958 تنها 32 دینار عراقی بود . اجرای قانون اصلاحات ارضی تنها 20% زمین‏ها را در اختیار کشاورزان خرد قرار داد . این اوضاع پس از انقلاب چهارده تموز 1958 بدتر شد . این مشکلات به روی‏آوردن مردم به زیارت عتبات و شرکت در مراسم دینی کمک کرد .
3 . پراکندگی قبایل عرب و استقرار آنها در عراق: فتوحات اسلامی در 639 میلادی موجب شد قبایل عربی فراوانی از جمله قیس و تغلب وارد عراق شوند . پس از سقوط بغداد به دست ماموران هم، قبایلی از مرکز جزیرة‏العرب به عراق روی آوردند . قبایل فراوانی شهرنشین شدند و نسبت قبایل و بدویان و عشایر صحرانشین در کل جمعیت عراق کاهش یافت . امروزه سه قبیله‏ی تمیم و شمر و عنزه را می‏بینیم که از عربستان و عراق مهاجرت کردند و در مجموع، بافت جمعیتی عراق دچار تحول شد . دولت‏های عراق کوشیدند بدویان و عشایر مهاجر را سکونت دهند و به کشاورزی وادارند; اما چندان موفق نبودند .
4 . عشایر عراق و شعایر و مراسم دینی: تغییر زندگی قبایل عرب و سکونت آنها در شهرها و روستاها و اشتغال به کشاورزی در تغییر ارزش‏ها و اخلاق و آداب و رسوم آنها نیز مؤثر افتاد .
از مهم‏ترین تحولات زندگی عشایر، گرایش آنها از تسنن به تشیع است; از آنهاست: قبایل بنوتمیم، خزاعل، زبیر، کعب، ربیعه . بررسی‏های مردم‏شناختی نشان داده است که صحرانشینان و عشایر چندان در قید مراسم و آداب دینی نیستند و حتی نماز نمی‏گذارند و روزه نمی‏دارند و از دین جز خدا و رسول نمی‏شناسند . همین سستی و بی‏بنیادی عقاید است که بدویان سنی بریده از زندگی عشایری را تشیع‏پذیر کرد; البته وجود شهرهای مقدس در عراق و پویایی حیات فکری شیعه و زحمات اهل منبر و نمایندگان بزرگان دینی در گرایش اینان به تشیع بسیار دخیل بوده است .
فصل چهارم: اهمیت دینی و اجتماعی و سیاسی شهرهای مقدس عراق
در این فصل ضمن اشاره به تاریخ تاسیس برخی از شهرهای عراق، چون بصره و بغداد، به شهرهای زیارتی نجف و کربلا و کاظمین پرداخته می‏شود و از موقعیت جغرافیایی سیاسی، علمی، مذهبی و اقتصادی آنها یاد می‏شود; سپس از نقش دینی و جایگاه اجتماعی رجال دین در عراق سخن می‏رود .
فصل پنجم: جامعه‏شناسی زبان عامه در عزای حسینی
1 . دوستی، شفاعت، و نجات دادن: یکی از عوامل اصلی تحول و گسترش مراسم عزای حسینی در عراق، اعتقاد به شفاعت و نجات الهی است . شفاعت‏حسین در دعاها و زیارت‏ها و برخی احادیث آمده است و چنان است که گویی شهادت امام حسین (ع) موجب شده است که آن حضرت در قیامت‏شفیع شیعیان شود . از سویی انقلاب امام حسین (ع) موجب شده است که آن حضرت نقش منجی پیدا کند و نه‏تنها شیعه و امت که بشر را نجات دهد; و این‏ها همه به خواست و مشیت الهی و لطف او بوده و رسول خدا از وقوع آنها خبر داده است . اندیشه‏ی شفاعت و نجات بشر در مسیحیت و در مورد عیسی (ع) نیز مطرح است و برخی شرق‏شناسان به گمان خود برای این باور شیعی و مسیحی آبشخور واحد یافته‏اند . این افکار در اشعار و ادبیات راه یافته و موجب شده است در شیعه به مفهوم عامیانه‏ی آن، میان امام حسین (ع) و مسیح (ع) ارتباط و شباهت‏هایی وجود داشته باشد .
2 . مراسم اشک و اندوه گروهی: گریه بر حسین (ع)، نقش بزرگی در شفاعت و رهایی دارد و حتی یکی از شروط طلب شفاعت است . این مسئله در ادبیات عاشورا بازتاب گسترده دارد .
ماجرای کربلا بر قلب عراقیان نقش بسته و عواطف آنها را جریحه‏دار کرده است . در ضرب‏المثلی گفته می‏شود: «چون اشک شیعه رقیق است‏» . گریه از واجبات شرعی یا ارکان شیعه نیست‏بلکه پدیده و نشانه‏ای از عشق به امام حسین (ع) است . گریه و عزاداری بر اموات و شهیدان ریشه‏ی غیراسلامی دارد و حتی برخی گمان می‏کنند این مقولات از مسیحیت وارد اسلام شده است . برخی هم مراسم حسینی را با مراسم عزای سومریان و آکادیان برای بازگشت اله تموز به زندگی مقایسه کرده‏اند .
3 . چشم به راه امید: استمرار مراسم عزای حسینی به گونه‏ای، ابراز امید و چشم به راه امام غایب و منجی عالم بودن است . این مهم به خوبی در ادبیات عاشورا تجلی کرده است و مردم هم‏چنان‏که به زیارت امام حسین (ع) می‏روند، به زیارت سرداب مقدس در سامراء هم مشرف می‏شوند .
4 . اعتراض و احتجاج: کربلا و ماجرای شهادت امام (ع) همیشه الهام‏بخش انقلاب بوده و به قیام علیه بیداد فراخوانده است . چنان‏که گاه مراسم عزای حسینی فرصت مناسبی برای اعتراض علیه حکومت‏بوده است . این جنبه‏ی عزاداری حسینی هم، در ادبیات عاشورایی به خوبی منعکس شده است . در اواخر دهه‏ی شصت مجالس عزا به وضوح جنبه‏ی سیاسی گرفت و رفته رفته به تظاهرات مردمی تبدیل شد و در پی آن شماری از شاعران و نوحه‏گران هیات‏های عزاداری در 1967 دست‏گیر و بسیاری هم تهدید شدند; اما دولت کاری از پیش نبرد و وجه سیاسی و انقلابی مراسم روز به روز قوی‏تر می‏شد .
در شب عاشورای 1388 ق/1968م پس از شکست اعراب از اسراییل، دسته‏های عزاداری به شکلی بدیع به تظاهرات سیاسی تبدیل شد . اکثر شرکت‏کنندگان در این مراسم جوانان بودند . حتی مارکسیست‏ها هم این مراسم را ابزار کار و راه اعتراض مناسبی یافتند; لذا عزاداری آنها را عزای کمونیست‏ها می‏نامیدند . یکی از عوامل مهم و برانگیزنده‏ی عراقیان علیه اشغالگران انگلیسی، عزای حسینی و روحیه‏ی شهادت‏طلبی بود .
در واقع حادثه‏ی کربلا، صرف رویداد تاریخی نیست، بلکه انقلابی دینی و سیاسی است و دارای ابعاد فلسفی و مفاهیم و ارزش‏ها و سنت‏های انسانی والایی است .
حدیث کربلا و عاشورا در شعر و نقاشی و داستان و نمایش‏نامه و رساله‏های دانشگاهی عراقیان راه یافت و در آنها تاثیر بسزا نهاد، و به آنها هویتی خاص بخشید و در آنها خون شهیدان رمز حق و حقیقت و حق‏خواهی شد و ادبیات مشترکی آفرید که در آن همه با ستم بنی‏امیه و استبداد و استعمار صهیونیسم مخالفت می‏کنند .
فصل ششم: ویژگی‏های فولکلوریک عزاداری حسینی
1 . هیات‏ها و دسته‏های عزاداری: این هیات‏ها به مثابه شعایر و مراسمی فولکلوری، جزئی از جامعه و حاکی از جنبه‏های گوناگون است . این مراسم به طور سالانه برگزار می‏شود و متاثر از اندیشه و عقاید شیعه است و تا شیعه باقی است این مراسم هم وجود دارد و استمرار آن ناشی از جرقه‏های انقلابی در اندیشه‏ی شیعه است . درست است که این مراسم انقلاب نیست، اما یادآوری راز و رمز انقلابی عاشوراست و از آن‏جا که این هیات‏ها معنا و منشا فولکوریک دارند، دارای ویژگی‏ها و صفات مردمی و روحیه‏ی جمعی‏اند; لذا باید حفظ شوند; چرا که فولکور بیان‏کننده‏ی هویت است . از سوی دیگر، باید حق این هیات‏ها ادا شود و از شایبه‏ها و افق‏های تنگ رهایی یابد و به گونه‏ای درخور و سازوار با مقتضیات زمان درآید .
2 . تعزیه و شبیه‏خوانی و فلسفه‏ی دینی و ویژگی‏های فولکلوریک: اصل تعزیه به شهادت امام حسین (ع) بازمی‏گردد و پیشینه‏ی کهن دارد و با همه‏ی تحولی که در آن رخ داده بسیاری از ویژگی‏ها و ابعاد تاریخی و جنبه‏های فولکوریک آن محفوظ مانده است . درست است که تعزیه و شبیه‏خوانی گونه‏ای تئاتر است، اما از تئاتر به مفهوم کلاسیک و جدید آن متاثر نبوده و کاملا برخاسته از فرهنگ و تمدن شرقی شیعی است .
تعزیه دارای ویژگی اطلاع‏رسانی و تربیتی و اخلاقی و ارشادی است که به گونه‏ای ساده و عوام‏فهم و با زبان مردم اجرا می‏شود و می‏توان آن را نخستین نمایش‏نامه در جهان اسلام و عرب دانست .
این نمایش‏نامه با آمدن مسلم به کوفه و شهادت او آغاز می‏شود و آن‏گاه همه‏ی وقایع عاشورا در آن به نمایش درمی‏آید و با شهادت امام حسین (ع) به اوج می‏رسد و با هجوم بنی‏امیه به خیمه‏گاه و سوختن اهل‏بیت پایان می‏پذیرد .
این پدیده‏ی نمایشی به وقایع تاریخی با ابعاد دینی می‏پردازد، اما بیش از آن‏که بر حقایق تاریخی متکی باشد، بر برداشت عمومی و مردمی از آن وقایع متکی است . چنان‏که برخی از رویدادها به گونه‏ای کاملا خلاف واقع به نمایش گذاشته می‏شود .
این نمایش و شبیه‏خوانی، بیش از آن‏که بر ادبیات نمایش‏نامه‏نویسی متکی باشد مبتنی بر زندگی مردم است و تاثیری ژرف در آنها دارد; و گاه چنان می‏شود که تماشاکننده از شدت تاثیر در نمایش شرکت می‏جوید و کار جنبه گروهی به خود می‏گیرد و بازیگر و تماشاچی هر دو در اندوه و تاثر شدید فرو می‏روند .
3 . جامعه‏شناسی شعر عامیانه در عراق: الف) شعر عامیانه و گرایش به نوحه‏سرایی حزین: میان شعر با شعر عامیانه و موسیقی ارتباطی هست . شعر عامیانه بیش از آن که در بند زیبایی و هنر باشد، متاثر از اوضاع اجتماعی است; لذا هم‏زمان و هم‏گام با تحولات اجتماعی دگرگون می‏شود . شاعران شعر عامیانه اغلب شاعر حرفه‏ای نیستند و تحصیلات جدید ندارند; اما با فرهنگ عامه آشنایند، شاعر شعر عامیانه همان «وریث‏» یا مداح است که در خیابان‏ها می‏گردد و شعرش را برای مردم می‏خواند . همیت‏شعر و شاعر عامیانه در آن است که وقایع اجتماعی و رفتار بشری و درگیری‏های مردمی میان خیر و شر را بازگو می‏کند و از تکلف و تصنع شاعرانه هم می‏پرهیزد .
شعر حسینی گونه‏ای از شعر عامیانه است که بیش از یک قرن از ابداع آن می‏گذرد . شاعران در این شعرها برای قصیده‏ی واحد، از چند وزن شعری استفاده می‏کنند . شاعران، این نوع شعر را تنها برای عزای حسینی به کار نمی‏برند، بلکه برای بیان مقاصد سیاسی و اجتماعی هم از آنها استفاده می‏کنند . شعر عامیانه و موسیقی عراق بر یکدیگر اثر متقابل داشته است .
پس از انقلاب 14 تموز 1958 تحولاتی در مضامین سیاسی و دینی شعر عامیانه‏ی حسینی رخ داد .
ب) شعر عامیانه حسینی و جنبش جهاد انقلاب بیستم: عراق تا جنگ جهانی اول جزئی از دولت عثمانی بود، عثمانیان نسبت‏به شیعیان نگرشی خصمانه و تبعیض‏آمیز داشتند و نمی‏گذاشتند آنها در مدارس رسمی عثمانی تحصیل کنند; از این رو شیعیان در مدارس دینی و مساجد به طور سنتی درس می‏خواندند و در دوران دست‏اندازی انگلیس بر عراق، علمای شیعه برخلاف عالمان اهل‏سنت در مقابل دشمن ایستادند و جهاد کردند و خود در راس مبارزه قرار گرفتند; اما به هدف‏های اصلی خود دست نیافتند و انگلیس در 11 آذار 1917 بغداد را تصرف کرد . در اثر مجاهدت‏های مرجعیت‏شیعه به زودی نخستین حزب سیاسی عراق با عنوان «جمعیت نهضت اسلامی‏» به وجود آمد که دارای دو شاخه‏ی سیاسی و نظامی بود و پس از آن با فاصله‏ای اندک «حزب سری نجف‏» تاسیس شد و سپس «جمعیت اسلامی‏» در کربلا پاگرفت و در 1919 «جمعیت پاسداران استقلال‏» در بغداد پدید آمد . مجتهد بزرگ، محمدتقی شیرازی رهبری مبارزه را به عهده گرفت و فعالیت‏های سیاسی گسترده‏ای صورت داد . در این هنگام خطیبان و واعظان و شاعران علیه اشغالگران فعالیت می‏کردند و مردم را تهییج می‏نمودند . باری با آن‏که انقلاب بیستم پیروز نشد، مدرسه‏ای شد که وط‏ن‏پرستی و مجاهدت را به عراقیان آموخت و آنان یاد داد که از سرزمین و دین و عربیت‏خود دفاع کنند . این انقلاب، متاثر از نهضت‏حسینی بود و در ادبیات عاشورایی عراق انعکاس یافت .
فصل هفتم: عزاداری حسینی، تلاش‏هایی برای بهره‏گیری و تخریب
1 . اقدامات سودجویانه: مراسم عزاداری حسینی، مانند هر پدیده‏ی مردمی و فولکلوریک دیگر، دستخوش سوءاستفاده‏ی غرض‏ورزان و هواپرستان شد . چنان‏که حرکت‏های ملی و نیروهای سیاسی کوشیدند تا آن مایه که می‏توانند از این مراسم به نفع خود بهره‏برداری کنند . حکومت‏های عراق هم می‏کوشند در هیات‏های عزاداری نفوذ کرده، به موقع از فعالیت‏های سیاسی آنها با خبر شوند و آنها را خنثی کنند . نخستین اقدام نفوذی را نماینده‏ی سیاسی شبه‏جزیره‏ی انگلیس انجام داده و هدفش مقابله با افکار مارکسیستی بود . او در 1949م به پلیس مخفی عراق نوشت که از نفوذ در مراسم عزاداری حسینی استفاده شود . از دیگر اهداف شبه‏جزیره‏ی انگلیس، دخالت غیرمستقیم در این مراسم و اجرای هدف‏های سیاسی خود و استمالت از سران قوم و عوام‏فریبی بود . حزب‏های سیاسی هم کوشیدند از مراسم دهه‏ی عاشورا برای عملی کردن هدف‏های خود سوءاستفاده کنند . این کار به خصوص در میان کمونیست‏ها رواج بسیار داشت و گاه در مقالاتشان به وضوح عنوان می‏شد . نوع دیگری از سوءاستفاده، در رفتار ریاکاران و کسانی که از راه دین در پی دنیایند، دیده می‏شود که با نذر و خرج و برپایی مجلس سعی می‏کنند در میان مردم به نام و نانی برسند . برخی هم از مراسم سوءاستفاده اقتصادی می‏کنند .
2 . اقدامات اصلاحی: برخی از آنچه که در مراسم عزای حسینی صورت می‏گیرد; با روح و حقیقت اسلام و انقلاب حسینی ناسازگار است و مجتهدان و مصلحان خواستار زدودن دامن عزای حسینی از این لکه‏های ناهمرنگ‏اند; کارهایی چون قمه‏زنی و خودآزاری با وسایل گوناگون . این دست کارها، معمولا با اغراض شخصی صورت می‏گیرد و همیشه به زیان دین است . از دهه‏ی سوم قرن بیستم، حرکت اصلاحی در مراسم دهه‏ی عاشورا در عراق شکل گرفت و کسانی چون محمدرضا مظفر با ایجاد مدرسه‏ای برای آموزش خطیب و واعظ، کوشیدند مراسم را از بدعت‏ها بپیرایند; اما برخی از اهل منبر و نوحه‏گران که این اقدامات را با اهداف خود هم‏ساز نمی‏دیدند با آن مخالفت می‏کردند و گاه در مجله‏ی «العلم‏» مقالاتی علیه این بدعت‏های ناروا نگاشته و در آنها مدعی شدند که علما از ترس عامه‏ی مردم بر این مراسم صحه می‏نهند; از این گذشته، مطالب کذب و خرافه‏های گوناگونی هم در متن ماجرای کربلا وارد کرده‏اند . اقدامات اصلاحی عالمان بزرگ، گاه با مخالفت‏شدید عوام روبرو می‏شد; چنان‏که سیدمحسن امین را به کفر و الحاد متهم کردند، و کار به جایی کشید که مخالفان اصلاح خود را «علویان‏» و اصلاح‏گران را «حزب امویان‏» می‏خواندند . شماری از مراجع تقلید، چون سیدابوالحسن اصفهانی خودآزاری و قمه‏زنی و استفاده از آلات لهو و لعب را در مراسم عزای حسینی حرام دانستند . محمدحسین نائینی هم این اعمال را در صورتی روا دانست که زیانی در پی نداشته باشد . بیست نفر از مراجع و مجتهدان، از جمله محمدحسین کاشف‏الغطاء، سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خوئی هم دیدگاه او را تایید کردند و این امر موجب شد عوام و برخی اهل منبر بر سیدمحسن امین و هواداران مصلح او بشورند و آنها را ملحد بخوانند و کار به آنجا انجامید که مردم در مراسم پس از نوشیدن آب می‏گفتند: «آب بنوش و امین را لعن کن‏» . محسن امین دیدگاه‏های خود را در کتابی با عنوان رسالة التنزیه فی اعمال الشبیه مطرح کرد که کتاب‏های فراوانی علیه او نوشته شد . این روند به ایران هم کشیده شد و بازتاب‏های گوناگونی در میان علما و مراجع پدید آورد .
3 . تلاش برای مخدوش و تخریب کردن: از مطالعه‏ی تاریخ عزاداری حسینی برمی‏آید که برخی از مراسم و اعمال عجیب و غریب فعلی را به آن افزوده‏اند; مثلا قمه‏زنی را آذربایجان‏های ترکیه و زنجیرزنی را هندی‏ها بدان افزودند و تعزیه و شبیه‏خوانی را آل‏بویه رواج دادند و بسیاری از داستان‏های اساطیری و خرافات را ایرانی‏ها وارد فرهنگ عاشورا کردند . برخی از مطالب کاملا کذب و حتی نامعقول را در کتاب‏هایی چون ینابیع المودة، الصواعق الحرفة، مقاتل الحسین و روضة الشهداء می‏توان یافت .
تحریف‏ها و دخل و تصرف‏های فراوانی که در این واقعه رخ داده، بیشتر برای گرمی مجلس و بازار وعظ و خطابه بوده است و بسیاری از آنها دون شان امام بوده، بی‏ادبی به محضر اوست; و برخی از آنها ربطی به ماجرای عاشورا ندارد و گویندگان و شاعران آنها را به مناسبت‏ها و تشابهات لفظی در منابر و تکایا آورده‏اند و در میان مردم رواج یافته است . گاه مطالبی دیده می‏شود که به لحاظ تاریخی کذب محض و زاده‏ی خیال ذهن‏های بیمار است و به راستی موجب هتک حرمت مقدسات و وهن دین می‏شود .
× × ×
با آن که این کتاب به لحاظ عنوان در فارسی و عربی کمتر نمونه دارد، اما مطالب و مندرجات آن در آثار فارسی و عربی فراوان آمده است . نگارنده در ریشه‏یابی موضوعات، کوتاه آمده و گاه (در بیشتر موارد) مطالب کتاب به مراسم عزاداری و بازتاب‏های گوناگون آن ربطی ندارد و یا لااقل نگارنده بدان نپرداخته است .
نمونه‏اش مطالب فصل سوم و ششم است . در فصل سوم به راستی از هیچ عاملی که موجب تحول و پیشرفت مراسم عزاداری حسینی شود یاد نشده است! این اثر بیشتر جنبه‏ی تاریخی دارد، تا جامعه‏شناسی یا مردم‏شناسی; و نمی‏توان آن را از آثار جامعه‏شناختی و مردم‏شناختی در حوزه‏ی ادبیات عاشورایی دانست .
هم‏چنین نگارنده به جنبه‏های فولکلور مراسم عزاداری حسینی چندان که باید نپرداخته است و از این جهت نیز اثرش کم‏مایه است .
نگارنده با روشی غیرعلمی همه‏ی داستان‏هایی که شهید عبدالحسین دستغیب در کتاب داستان‏های شگفت‏انگیز آورده ست‏خرافه می‏داند و غافل است که این ماجراها عموما تجربه‏ی شخصی و غیرقابل نفی و اثبات علمی است .
نکته‏ی دیگری خطاهای فاحش تاریخی این کتاب است که به برخی از آنها اشاره می‏شود:
در صفحه‏ی 60 و 138 روضه‏خوان را «روز خون‏» آورده است، در صفحه‏ی 95 گفته است: لیلا، همسر امام حسین (ع) و از همراهان آن جناب در کربلا بوده است .
در همان صفحه آورده است که رباب دختر امام حسین (ع) بوده است، در صفحه‏ی 143، نقالی شاهنامه‏خوان‏ها درباره‏ی قتل سیاوش را با عزاداری حسین مقایسه می‏کند و می‏گوید مبانی اجتماعی و روان‏شناختی واحدی دارند و این از آن متاثر است .
پی‏نوشت‏ها:
1) عنوان کتاب تراجیدیا کربلا: سوسیولوجیا الخطاب الشیعی، از انتشارات‏دارالساقی در بیروت به سال 1999م چاپ شده است . نویسنده‏ی کتاب دکتر ابراهیم حیدری، متخصص فلسفه و استاد جامعه‏شناسی است .
2) در صفحه‏ی 307 به جای شیعی، شعبی آمده است .


هیچ نظری موجود نیست: